آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

239

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

طولانى روحانيون ، كه گاهى بصداى بلند و لحن دلكش با آهنگ پست زمزمه ميكردند و صورت ادعيه را به اندازه دفعاتى كه براى هر وقت مقرر بود ، تلاوت مينمودند ، حضار و مؤمنان را مبهوت ميكرد و به حال جذبه مىافكند . از آتشكده‌هاى كشور ، سه آتشكده محل ستايش مخصوص بود ، كه در آنها سه آتش بزرگ قرار داشت : يكى آذرفرنبغ « 1 » ، ديگر آذرگشنسپ ، و ديگر آذربرزين مهر . بموجب داستان كهنى ، كه در كتاب بندهشن « 2 » مذكور است ، در زمان پادشاه داستانى تخمورب « 3 » ( طهمورث ) نام ، جماعتى سوار گاو داستانى موسوم به سرسئوغ « 4 » شده ، از كشور خونيرس « 5 » بشش كشور ديگر سفر كردند و از نوع بشر جز به اين وسيله كسى نميتوانست به آن شش اقليم برود . يعنى در ميان اقيانوس چنين اتفاقى افتاد ، كه باد سه آتشى را ، كه بر پشت گاو روشن بود به آب افكند ، اما « آتش‌ها مانند سه موجود زنده در مكان سابق خود بر پشت گاو [ مجددا ] روييدند و هوا را روشن كردند » . يم « 6 » ( جم ) ، كه جانشين تخمورب شد ، بر فراز كوه خورومند « 7 » در

--> ( 1 ) - فرنبغ شايد املاء تاريخى يا نگارش تحريف شده فروغ‌بغ Farrugnbagh باشد . شكل سريانى اين كلمه يعنى آذرفروا Adhurfarrwa ( هوفمان ص 283 ) ظاهرا ماخوذ از آذر فرنبغ است . بيلى ( بولتن شرقى ، دوره نهم ، ص 232 ) باقى ماندن - رن - را در كلمه فرنبغ با كلمه فارسى برنا burna مقايسه مىكند ، كه در فارسى باستان اپرنايو aprnayu بوده است . ( 2 ) - فصل هفدهم ، وست ، متون پهلوى ، 1 ، ص 62 و بعد ؛ ص 124 ، سطر 5 ببعد از چاپ انكلساريا . ( 3 ) - Takhmorubh ( 4 ) - Sarsaogh صورت اصلى اين نام مشكوك است . ( 5 ) - Koshvar Khvaniras بنابر افسانه آفرينش ، جهان نه هفت كشور تقسيم مىشود و فقط در كشور مركزى ، كه موسوم به خونيرس مىباشد ، بشر سكنى دارد . ( 6 ) - yim ( 7 ) - Khvarromand